شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

این‌جا به‌جز چاپلین 

...

این‌جا به‌جز چاپلین 
هیچ‌کس به خود نمی‌خندد.
عاقبت پدر سبیلش را از پشت لب برمی‌دارد:
شاه بی‌سبیل از شطرنج
به خانه‌های تاریک می‌گریزد؛
دختربچه‌ها
از ستایش آتش‌نشانی که خورشید را خاموش می‌کند هر شب 
به آغوش روشنایی برمی‌گردند؛
مادر از راز پنجره پرده برمی‌دارد
و دزدهای کوچه در راه شیری ناپدید می‌شوند
 

شیرین هیاریان

تک نگاری

شعرها

باد ديوانه‌وار می‌چرخد، روي دلواپسیِ شب‌بوها

باد ديوانه‌وار می‌چرخد، روي دلواپسیِ شب‌بوها

فریبا حیدری

کابوس

کابوس

امیربهادر کریمی

هر چکامه تیغی برای خودزنی

هر چکامه تیغی برای خودزنی

شهریار کوراوند

منم شیرازِ شهرآشوب و در جانم چه محشرهاست

منم شیرازِ شهرآشوب و در جانم چه محشرهاست

زری قهار ترس