شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

وقتی از عشق فقط سینه‌ی تنگی مانده

...

وقتی از عشق فقط سینه‌ی تنگی مانده
مرگ حرفی است که در حلق تفنگی مانده
آه، در حافظه‌ی لشکر دشمن حتی
از تو ای دوست چه تصویر قشنگی مانده
از همین کوه که دریا ثمر گریه‌ی اوست
سال‌ها بعد تو یک صخره‌ی سنگی مانده
آخرین درس جهان‌بینی این ساحل پیر
چشم بازی‌ست که از نعش نهنگی مانده

آنچه دق داد پدر را به همین ماه عزیز
پوستینی است که از صید پلنگی مانده

سیامک کیهانی

شعرها

اردبیل بایراغی

اردبیل بایراغی

مهدی آقازاده

از گیسوان مشکی‌اش، از شانه می‌ترسی

از گیسوان مشکی‌اش، از شانه می‌ترسی

تمنا مهرزاد

لیوان چای منتظر بودم 

لیوان چای منتظر بودم 

معین صباغ‌مقدم

عطر تنت را 

عطر تنت را 

غلامحسین چهکندی‌نژاد