شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

این بارِ اول نبود 

...

این بارِ اول نبود 
که به خانه‌ام نیامدی و بهار بود
اصلاً در نزده بودی
که تو را نگذاشتم پشت در بمانی 
بابتِ این مه
که آراستگی‌ات را بر هم زده
با آینه تنهایت گذاشتم
در عطر تو 
قهوه ریختم
زمان به تلخی رفت
چه وقتِ کم  طاقتی‌ست این سحر! 
هنوز  بخارِ دو فنجان 
به مه می‌ریخت 
که در آینه بیدار شدم.
 

یاور مهدی‌پور

شعرها

تو رفته‌ای 

تو رفته‌ای 

سارا خلیلی جهرمی

من بغض یک عروسک تنهایم

من بغض یک عروسک تنهایم

سیده تکتم حسینی

رؤیای پلنگ

رؤیای پلنگ

علیرضا آبیز

کوه را با گلوله

کوه را با گلوله

دیار مردان‌بگی