شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

این بارِ اول نبود 

...

این بارِ اول نبود 
که به خانه‌ام نیامدی و بهار بود
اصلاً در نزده بودی
که تو را نگذاشتم پشت در بمانی 
بابتِ این مه
که آراستگی‌ات را بر هم زده
با آینه تنهایت گذاشتم
در عطر تو 
قهوه ریختم
زمان به تلخی رفت
چه وقتِ کم  طاقتی‌ست این سحر! 
هنوز  بخارِ دو فنجان 
به مه می‌ریخت 
که در آینه بیدار شدم.
 

یاور مهدی‌پور

شعرها

همه‌چيز از یک دعوتنامه شروع شد

همه‌چيز از یک دعوتنامه شروع شد

مجتبی هژبری

صدای منی 

صدای منی 

ناهید عرجونی

پیش از این قلبی داشتم

پیش از این قلبی داشتم

فاطمه اسکندری عرب

تلفن زنگ بزند

تلفن زنگ بزند

سارا مؤیدی

ویدئو

خیمه شب باز

خیمه شب باز

سعدی گل‌بیانی