شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

صدای گريه از پيراهن تو نمی‌آمد

صدای گريه از پيراهن تو نمی‌آمد
که دريا بودی

ماه گوژپشتی‌ست که آرام می‌گذرد
و چهره‌ی نيمه‌کاره‌اش کار دست دلم می‌دهد
نيمه‌شب در قلبم چاهی می‌کَنم عزیزم
به اندازه‌ی تنهايی‌ات
پس کمی بلندتر گريه کن 

تا قرص خورشيد در دهان کوه فرو نرود 
گريه خواهم کرد 
بگذار ابرها را سياه بنويسم
طوفانی به‌پا کنم
تا پرچم دشمنانت تکه‌کاغذی شود در هوا
تنهايم عزیزم
حتی وقتی کنار سنگ قبرم لاله‌ای سفيد روييده باشد.

شهره شجیعی

تک نگاری

احضار روح زبان در قامت کلمه

احضار روح زبان در قامت کلمه

محمدرضا عبادی صوفلو

شعرها

دیر کردی پس چه شد؟ در من تب دلشوره‌یی‌ست

دیر کردی پس چه شد؟ در من تب دلشوره‌یی‌ست

فرزانه میرزاخانی

من با تمام دخترانی که در خواب دیدی فرق دارم نه؟

من با تمام دخترانی که در خواب دیدی فرق دارم نه؟

تمنا مهرزاد

خیابان‌هایی هم  هستند

خیابان‌هایی هم  هستند

پروین نگهداری

هیچ مدرکی دال بر اینکه درک شوم، نیست.

هیچ مدرکی دال بر اینکه درک شوم، نیست.

جمال‌الدین بزن