شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

صدای گريه از پيراهن تو نمی‌آمد

صدای گريه از پيراهن تو نمی‌آمد
که دريا بودی

ماه گوژپشتی‌ست که آرام می‌گذرد
و چهره‌ی نيمه‌کاره‌اش کار دست دلم می‌دهد
نيمه‌شب در قلبم چاهی می‌کَنم عزیزم
به اندازه‌ی تنهايی‌ات
پس کمی بلندتر گريه کن 

تا قرص خورشيد در دهان کوه فرو نرود 
گريه خواهم کرد 
بگذار ابرها را سياه بنويسم
طوفانی به‌پا کنم
تا پرچم دشمنانت تکه‌کاغذی شود در هوا
تنهايم عزیزم
حتی وقتی کنار سنگ قبرم لاله‌ای سفيد روييده باشد.

شهره شجیعی

شعرها

تبانی

تبانی

رویا الفتی

چشم‌هایم زبان منند

چشم‌هایم زبان منند

فیروزه برازجانی

 از امید و ناامیدی

از امید و ناامیدی

عبدالعلی عظیمی

تو بگو سینه دارچینِ دیوانه

تو بگو سینه دارچینِ دیوانه

فهیمه جهان آبادی