شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

شگفتا! راز هیچ تغییری، با تو سخن نمی‌گوید

...

شگفتا! راز هیچ تغییری، با تو سخن نمی‌گوید
و، دنیای واقعیت‌های دور و نزدیک،
اما چه ساده تو را، باز نمی‌شناسند، از این‌جا تا آن‌جا،
صدای آمدن هیچ جنگل و دریایی،
به کوچه، برنمی‌گردند،
یادت باشد، دشواری بدی، به گذرگاه تو پا می‌کوبد!

محمود معتقدی

شعرها

در برهنگی بلندترین شب سال

در برهنگی بلندترین شب سال

مهتاب موسوی

امشب هر چه باران ببارد برای من است

امشب هر چه باران ببارد برای من است

سابیر هاکا

لی لی در سرزمین رقص

لی لی در سرزمین رقص

امیر خان پرور

درد که بیاید

درد که بیاید

راهبه خوشنود