شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

روز، وارفته در اتاقی نمور
تاریکی در صورتِ تو
و ادامه‌ی اتاق در تاریکی...

بر مزار ابری نازا
از بالادست خنیاگری می‌کند ابری سیاه
در این محاکات
...

 

بازگشته بودم از دیدار عذاب
شمایل شیون نهفته بود در چاکرای بازوها و...

 

زیستن خصلت گلوله‌ای‌ست محاط به این قلب،
یونس
 در...

روی اتیکت روپوشم نوشته بودم: جانکاه
به سیاهی اسب قسم، هنگامه‌ی رم
توی جلدم...

روی اتیکت روپوشم نوشته بودم: جانکاه
به سیاهی اسب قسم، هنگامه‌ی رم
توی جلدم...

در سینه‌اش به اهتزاز در‌می‌آید
ذکری بدوی
جامد
و در بُعد...

در تقلایی شفاف 
مبتلای زنی از بومیانم
در حاشیه‌ی تفتیش
...

خورشید از زمزم زرد طلوع می کند

ای پناهنده در نت‌های کابینت 
ای...

شعرها

برای این روزهای ایران...

برای این روزهای ایران...

کبری موسوی‌قهفرخی

«به تو که عاشقت شدم اما شوهرت به زبان زیردریایی‌ها حرف می‌زد»

«به تو که عاشقت شدم اما شوهرت به زبان زیردریایی‌ها حرف می‌زد»

مرتضی بختیاری

زیبایی‌اش را به خیابان می‌برم

زیبایی‌اش را به خیابان می‌برم

سیمین رهنمایی

کبود قبر بود و نبودم کنار خودم

کبود قبر بود و نبودم کنار خودم

فهیمه جهان آبادی