شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

ادوار جنون

موشک‌های ته‌مانده در ذهنم
از غرش رعدوبرق
منفجر می‌شوند
مرگ را بغل می‌کنم و از ترس می‌لرزیم

ته‌مانده‌ی نفس‌هامان بیرون می‌افتد
از نبردی تن به تن
وضعیت قرمز
وضعیت سفید
وضعیت...
سرگیجه آژیر را گرفته است

صلح سوت می‌زند
بغلم می‌کند مرگ و از ترس می‌لرزیم

جنون ادواری جنگ
خاطره‌های موجی را آزاد نمی‌کند!
 

مهرنوش قربانعلی

تک نگاری

شعرها

از تو نه

از تو نه

محمود معتقدی

گاهی به این‌جا می‌رسم

گاهی به این‌جا می‌رسم

محمود معتقدی

باد ديوانه‌وار می‌چرخد، روي دلواپسیِ شب‌بوها

باد ديوانه‌وار می‌چرخد، روي دلواپسیِ شب‌بوها

فریبا حیدری

من که مبهوت چنان قوی،  و رقص

من که مبهوت چنان قوی، و رقص

منصور اوجی