شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

ادوار جنون

موشک‌های ته‌مانده در ذهنم
از غرش رعدوبرق
منفجر می‌شوند
مرگ را بغل می‌کنم و از ترس می‌لرزیم

ته‌مانده‌ی نفس‌هامان بیرون می‌افتد
از نبردی تن به تن
وضعیت قرمز
وضعیت سفید
وضعیت...
سرگیجه آژیر را گرفته است

صلح سوت می‌زند
بغلم می‌کند مرگ و از ترس می‌لرزیم

جنون ادواری جنگ
خاطره‌های موجی را آزاد نمی‌کند!
 

مهرنوش قربانعلی

شعرها

دیر کردی پس چه شد؟ در من تب دلشوره‌یی‌ست

دیر کردی پس چه شد؟ در من تب دلشوره‌یی‌ست

فرزانه میرزاخانی

رنگی بر دهان مرده ام بزن

رنگی بر دهان مرده ام بزن

فهیمه جهان آبادی

ما غلامان حلقه به گوش 

ما غلامان حلقه به گوش 

نعمت مرادی

نفیسه قانیان