شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

پذیرش

هر چه تقاضای پناهندگی
به سفارت چشمانم رسیده است
همه را امضا می‌کنم
دلخوش به خطوط دست‌هایم بودند
چهارفصلی که از مرزهای سال گریختند

می‌پذیرم
الفبایی که تحت‌الحمایه‌ی من است
سرکشی کند
سوت بزند
خلاف قدم‌هایم برود به‌سویی
یادهای دیگری را بنویسد
یادآوری کند

گلوی کلمات را ولی بغضی
به دار خاموشی نیاویخته باشد!
 

مهرنوش قربانعلی

شعرها

تدفین

تدفین

داوود سعیدی

یا زخم زبان بر سر قلبم نگذارید 

یا زخم زبان بر سر قلبم نگذارید 

علیرضا میرزاخانی

«من چرا به دنیا آمدم؟»

«من چرا به دنیا آمدم؟»

احمدرضا احمدی

من می‌دانم که  «ترس و لرز»،  موسیقایی‌تر از «موسیقی»ست،

من می‌دانم که  «ترس و لرز»،  موسیقایی‌تر از «موسیقی»ست،

علی قنبری