شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

لطفاً کسی این تن را از برق نکشد

...

لطفاً کسی این تن را از برق نکشد
شب می‌بلعد
چشم چشم را.

ای دست سازه‌های ظاهراً اهلی
با موهایی روشن
که کور می‌کند
جنازه‌سازیتان!

این چند کلمه را نخورید

این‌جا که یک نفر نشسته بو را پوست می‌گیرد
به عدم دم می‌دهد
نازک می‌اندازد
دراز به دراز روی چند کلمه که قورتشان داده قبلاً

یک نفر
با موهایی روشن
که دست‌به‌دست می‌شد درشتی حدقه در خاموشی‌اش.

اهلی‌ات را در سیال ذهن بدر!
خواب‌های نشسته‌اش را بجو!
نکند فریب را بخورد
این بغل
که مسموم معصومیتی‌ ذاتی‌‌ست
 

راضیه آقاجری

تک نگاری

عطا و لقای امید

عطا و لقای امید

سید‌فرزام حسینی

آن کُنجِ تنهای تنهایی

آن کُنجِ تنهای تنهایی

محمدرضا عبادی صوفلو

شعرها

چیزی نمانده از قلبت 

چیزی نمانده از قلبت 

مرتضی بخشایش

پنج شعر از سیروس نوذری

پنج شعر از سیروس نوذری

سیروس نوذری

به قلم

به قلم

نگین فرهود

مثل همیشه مرگ تو را خواب دیده‌ام

مثل همیشه مرگ تو را خواب دیده‌ام

حسن زینلی مقدم