شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

لطفاً کسی این تن را از برق نکشد

...

لطفاً کسی این تن را از برق نکشد
شب می‌بلعد
چشم چشم را.

ای دست سازه‌های ظاهراً اهلی
با موهایی روشن
که کور می‌کند
جنازه‌سازیتان!

این چند کلمه را نخورید

این‌جا که یک نفر نشسته بو را پوست می‌گیرد
به عدم دم می‌دهد
نازک می‌اندازد
دراز به دراز روی چند کلمه که قورتشان داده قبلاً

یک نفر
با موهایی روشن
که دست‌به‌دست می‌شد درشتی حدقه در خاموشی‌اش.

اهلی‌ات را در سیال ذهن بدر!
خواب‌های نشسته‌اش را بجو!
نکند فریب را بخورد
این بغل
که مسموم معصومیتی‌ ذاتی‌‌ست
 

راضیه آقاجری

شعرها

آه از این‌همه هجرتِ بی رفتن

آه از این‌همه هجرتِ بی رفتن

سیدعلی صالحی

بی‌شرف های دور من: بسیار

بی‌شرف های دور من: بسیار

فرزین منصوری

چشم‌هایم زبان منند

چشم‌هایم زبان منند

فیروزه برازجانی

آه ای غرور متصل به غم

آه ای غرور متصل به غم

احمد امیرخلیلی

ویدئو