شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

به گلوله

...

به گلوله
که روشن است نرگس‌زار حنجره‌اش
مرا به خون نده!
ضمیمه به آمبولانس در پشت گلن‌گدنت
اول بار مرا تن کن
نگاهت را از این چشم عبور بده
و بعد در من بچرخ
در فریاد بی‌دهان خیابان.

آن لکه‌ی خون
بر پیشخوان دکه‌ی روزنامه‌فروشی
‌نگاهت را همان‌جا بگذار

من هرگز نبوده‌ام.

راضیه آقاجری

شعرها

خزان گرفته‌ام و فرصت بهارم نیست

خزان گرفته‌ام و فرصت بهارم نیست

فاطمه شمس

فهرستِ خونی

فهرستِ خونی

امین رجبیان

لای گیسوان او بگرد، با چراغ‌قوه‌ای قوی

لای گیسوان او بگرد، با چراغ‌قوه‌ای قوی

حمید حسینیان

آن‌جا که بادِ تفرقه، سرکوب می‌شود

آن‌جا که بادِ تفرقه، سرکوب می‌شود

جعفر درویشان