شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

وقت نکرده بود ابروهایش را بردارد

...

وقت نکرده بود ابروهایش را بردارد
یا بگذارد لااقل ته‌مانده‎ی استکان از گلویش
آشوب از درزها نشت می‌کند
خبر بد از فاجعه
و تک‌نوازی نی‌ها و استخوان‌ها
اصلاً به معنای اندوه نمی‌رسند
دختری که پانزده‌سالگی را بی‌پرده رفته بود
سر از بالش مردی آجری
تولد نوزادی باب پستان‌هایش
و این فرار ابدی
چشم که دنبال کسی باشد
چاره ندارد
راه می‌گیرد، می‌رود

کبوتر ارشدی

تک نگاری

شاعر مادرزاد

شاعر مادرزاد

محمد حسین بهرامیان

در من هزار آهوی تشنه

در من هزار آهوی تشنه

آنوشا نیک سرشت

شعرها

گریه نکن بانو

گریه نکن بانو

بهمن مهرابی

دیر کردی پس چه شد؟ در من تب دلشوره‌یی‌ست

دیر کردی پس چه شد؟ در من تب دلشوره‌یی‌ست

فرزانه میرزاخانی

شرجی یک کابوس!

شرجی یک کابوس!

شهرام شهیدی

درخت برف، که در باغ، برگ و بار ندیده

درخت برف، که در باغ، برگ و بار ندیده

هادی خور شاهیان

ویدئو