شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

کودک دل

 

تورا آرزو کردم ، نه برای رسیدن

برای گام زدن در امتداد رویایت

میدانی؟ تو برای من ...

ته هیچ جاده‌ای نبودی

حاصل هیچ سرنوشتی که به نامم خورده باشد...

نه اینکه نخواسته باشمت ، نه

فقط آگاه بودم و چه دردناک است ، این دانستن ...

و دلی را که بچه می‌شود، پا می‌کوبد...

با چشمان بسته خواستنت را فریاد می‌زند

دستش را گرفتم ، کشان کشان از فروشگاه عشق بیرونش آوردم

با من می‌آید ، اما هنوز با چشمانی تر ، تورا نگاه می‌کند...

نمیدانم ، شاید دورش کردم چون مناسبش نبودی

یا شاید

پول خواستنت را نداشتم.

آروین مرادی

تک نگاری

شعرها

دو شعر از پوران کاوه

دو شعر از پوران کاوه

پوران کاوه

هر‌ چه ظرف‌ها نشسته

هر‌ چه ظرف‌ها نشسته

فرزین پارسی‌کیا

خلیج

خلیج

امین رجبیان

امشب  خوابم را  عریان می‌کنم 

امشب  خوابم را  عریان می‌کنم 

هوشنگ رئوف