شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

اگر صد بار دیگر

 

اگر صد بار دیگر باز تکرار شوی

و سحر از چشمان تو آغاز شود

من، باز در پیشانی‌ات ، سفره عشق را پهن می‌کنم

کنارت می‌نشینم و خنده‌ات را چون رد نوری بر تن خاموشم می‌پاشم

و در کتاب زندگی ، زیر نامت خط می‌کشم

گوشه‌ی آن برگ ناتمام را تا می‌زنم

که هنوز بوی حضورت را دارد...

عقربه‌ها را نگاه می‌کنم تا کند تر برقصد

در ثانیه‌هایی که لبخند می‌زنی

می روی اما، باز شعر می‌شوی در من

و هیچ من، در هیچ بعد از جهان، نتوانست تو را نگهدارد..

و این را پیش از رفتنت دانسته بودم...

بی تو آن صفحه قدمگاه قدم‌های من است

و بند به بندم میکشد، ولی آرامم

تا کسی پی نبرد تن من هنوز در تابوت توست.

آروین مرادی

تک نگاری

شعرها

شاید

شاید

مهدی مهدوی

آن‌جا که بادِ تفرقه، سرکوب می‌شود

آن‌جا که بادِ تفرقه، سرکوب می‌شود

جعفر درویشان

پنج شعر از سیروس نوذری

پنج شعر از سیروس نوذری

سیروس نوذری

اگر  چاقو در پهلویم فرو کنند

اگر  چاقو در پهلویم فرو کنند

علی اکبر جعفرزاده