شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

بگذار برایت استتاره‌ی سکوت کنم

بگذار برایت استتاره‌ی سکوت کنم-

 

چونان زن‌ی

که

در گوشه‌ی ‌صندلی

   به عقب می‌چسبد

تا

 از جاذبه ریخته باشد

 

تا

واژه

حرامزاده شود‌

در کنایه‌ی بوسه

           به امید      

 

 

بگذار

ببوسمتان

 

بگذار

به بوسه‌ات‌آن

 برسانم

 

اما

از آمرزش

زندگی‌ام نگو

 

 

نگو فلسفه‌ای هستی برای بودن

که

مرگ را

غریب

می‌کند

 

من

بی‌تو غریب‌

م

 

 

اما من هیچ نمی‌دانستم

اما

کشیده شدن

تن را چو سیاهچاله

        ‌برای مثلث

               احساس می‌کنم-

 

 

 

این

چگونه

نشستگی

برایم است!

 

من چرا

در انتظار

بوسه‌ی تواش

هستم؟

 

 

چشم

به شب

می‌کنم

 

خواب

رفته‌ای.

امیر خسروی

شعرها

اینم از روزگار ما گاوا 

اینم از روزگار ما گاوا 

لیلا ساتر

طفلکی از همان سال‌ها پيش

طفلکی از همان سال‌ها پيش

عادل حیدری

تو زیبایی

تو زیبایی

سکینه نودهی

دهان خونی

دهان خونی

بکتاش آبتین