شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

به گوارایی گذشته‌ام است

...

به گوارایی گذشته‌ام است

بوسه‌ات در خواب

سفره حرامِ ارغوانی‌ گواه است:

من که نیمه‌شب‌ها تشنه‌ام

خوابم را به سمتی رسم می‌کنم تا تو را ببوسم

و امید دارم این شعر را نخوانی

تا از مردم‌میازاری این مراسم کم نشود

چه از گونه‌های چنگ‌خراشیده خواهرانم

که گوش به دف و سُرنا گرفته‌اند

دخترانگیِ یک سوال و اشتیاق کافه‌ای،

‌هم‌ثواب فاتحه نیست:

 

-«کُردید؟»

-«ما یا تنی‌ای که مُرد؟»

 

**

شب است

چه همسایه‌میازارتر از

به خوردِ فرش رفتن و خاموشی پرضرب!

محمدعلی کنجدی

تک نگاری

شعرها

چیزی نمانده از قلبت 

چیزی نمانده از قلبت 

مرتضی بخشایش

از تو نه

از تو نه

محمود معتقدی

سوسن شدی و سرو شدی نسترن شدی

سوسن شدی و سرو شدی نسترن شدی

احسان بدخشانی

مکروه

مکروه

جمال‌الدین بزن

ویدئو