شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

شمشیر کرمخان

چرخ می‌خورد در هوای خیالی گشاده، چرخ می خورد در هوایی دورانی، که پیش چشم است و نقش 
می‌گیرد. درخیالی که برق می‌تاباند تیغش را. چرخ می‌خورد و در زمان‌ها شناور است؛ آه، لمس دست و بوسه بر تیغه، گاه‌گاه! سینه‌ای نخواهی درید، یا گلویی برید. درقبضه‌ای فرو. چرخ می‌خوری‌ بی‌زمانه، در مداری که خیالت می‌کنم و همواره پیش چشم خواهی بود. سخن‌های خونین می‌گفتی، ارجوزه می‌خواندی خطاب به هوا، یا به پیکار که می‌جنبیدی، ناسزا می‌گفتی، یا بی‌خیالی پیشه کرده بودی. اکنون، جهان
 گلوله‌ای است شتابان، و تو شیئی که سیر می‌کنی در خود. توهمی، پخش و پرا، و دیداری که نادیدار می‌شوی و 
ای فلز چشمگیر، ای پر قصه، دهان، از درون نجات بده ما را!
جهانی بساز که در آن بدرخشم، بهانه‌هایی بیار، آنگاه سیل خون کن.
هستی می‌چرخد در خود و می‌چرخد. ما چرخانیم در خود، درهم می‌چرخیم، می‌چرخیم و از هم  می‌چرخیم. سرفه‌های خشک. و نقشه‌های پنهانیت.
بر تیغه‌ات دست حسرت می‌کشم.
مؤخره؛ 
چهل‌هزار سال و اندی از نوشتن این شعر گذشته،
هوا پر از واژگان به تاراج رفته و 
                               برقابرق جاودانه.

باقر یگانه

شعرها

زیبای همیشه غمگین

زیبای همیشه غمگین

سابیر هاکا

تو بگو سینه دارچینِ دیوانه

تو بگو سینه دارچینِ دیوانه

فهیمه جهان آبادی

امشب زنی از جاده‌ی کابوس برگشته است

امشب زنی از جاده‌ی کابوس برگشته است

مریم حسین‌زاده

مقدم بر لی لی  در سرزمین رقص

مقدم بر لی لی در سرزمین رقص

امیر خان پرور

ویدئو

میوه های ملال

میوه های ملال

یدالله رویایی