شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

گرفته بغض زنی شانه‌های مادری‌اش را
و عصر خسته‌ی تهران...

مستی روشنی‌ست در چشمت ای سراپای قامتت انگور
با شرابت بریز دینم را،  چشم عقل...

شیرزن باش هی بجنگ و بتاز، از شکستن نترس و زنده‌بمان
کودکت را سوار کن بشتاب،...

تک نگاری

شعرها

به موازاتِ دریا

به موازاتِ دریا

راد قنبری

سفر‌نامه‌ی این تابستان

سفر‌نامه‌ی این تابستان

جواد مجابی

اندوه انبوه

اندوه انبوه

دریا لیراوی

برادرم دیشب درگذشت

برادرم دیشب درگذشت

عبدالله علوی