شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

گرفته بغض زنی شانه‌های مادری‌اش را
و عصر خسته‌ی تهران...

مستی روشنی‌ست در چشمت ای سراپای قامتت انگور
با شرابت بریز دینم را،  چشم عقل...

شیرزن باش هی بجنگ و بتاز، از شکستن نترس و زنده‌بمان
کودکت را سوار کن بشتاب،...

تک نگاری

شعرها

آلما

آلما

صدرا یوسف زاده

ای دوریِ نزدیک

ای دوریِ نزدیک

هادی میرزانژاد موحد

دهان خونی

دهان خونی

بکتاش آبتین

چقدر باید پرنده شد

چقدر باید پرنده شد

سیدعلی صالحی