شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

رفتی و به راه تو دلم را نگران كرد

رفتی و به راه تو دلم را نگران كرد
هر روز مرا پير و تو را عشق جوان كرد
چشمان تو سرمايه‌ی من بود كه يك عمر
اين تاجر ديوانه به سود تو زيان كرد
تقدير همان است كه هر بار بهاری
در باغچه‌ی كوچك من ديد خزان كرد
آن ريشه تو بودی كه در اين باغ نشاندم
اين سيب تو هستی كه نصيب دگران كرد
با عشق عزيزت به خداوند نكرده‌ست
كاری كه به سيمای قشنگ تو زمان كرد
آن‌كس كه تو را آن دل دريايی عطا كرد
در چشم من اين رود به سوی تو روان كرد
بر خاك دلم پای مكوب عشق! كه شايد
غم‌های دماوند زمانی فوران كرد
 

الهام بلوچی

شعرها

فروبارِ عیشِ وِلَرم

فروبارِ عیشِ وِلَرم

سیدعلی صالحی

آه از این‌همه هجرتِ بی رفتن

آه از این‌همه هجرتِ بی رفتن

سیدعلی صالحی

مقدم بر لی لی  در سرزمین رقص

مقدم بر لی لی در سرزمین رقص

امیر خان پرور

از آسمان شبحی روسیاه مانده فقط

از آسمان شبحی روسیاه مانده فقط

بابک دولتی