شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

لام تا کام
حرف نمی‌زند
این صحرایِ نامُتناهی
که در جانِ من
...

حواس‌ام را از روی نقشه‌ی زمین
 بر‌می‌دارم
و به...

چشم‌پوشی کرده بودم از نور
از صبح صادق‌اش
که کلیشه‌ای رایج است!

شعرها

ظلم، چاقوی تیز آخته‌ای‌ست روی مردم کشیده کبّاده

ظلم، چاقوی تیز آخته‌ای‌ست روی مردم کشیده کبّاده

پوریا سوری

دنیا دوباره زهر خودش را ریخت، خون گُر گرفت گوشه‌ی شریانم

دنیا دوباره زهر خودش را ریخت، خون گُر گرفت گوشه‌ی شریانم

محمود صالحی‌فارسانی

از ابر و چشم

از ابر و چشم

م. مؤید

گزارش یک جشن

گزارش یک جشن

ستار جانعلی‌­پور