شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

امروز

امروز
تو  را ازاندام مادرت بیرون کشیدم
فردا
زندگی مادرت را از تو بیرون می‌آورد
به هیچ جای دنیا هم نیست
تو
با گریه بی‌درد می‌آیی و
با درد بی‌گریه از آن می‌روی
کمی که بگذرد
یادت می‌رود
که 
هستی
اصلاً
که هستی
قدت به قد من که قد داد
بی‌هیچ قد‌بلندی اعتماد نکن
این‌جا
هر کس بداند هستی
می رود...

محدثه جاویدان

تک نگاری

بلعیدن عطر وقت

بلعیدن عطر وقت

شهاب نادری مقدم

شعرها

به چه چیز جهان دلم خوش بود؟

به چه چیز جهان دلم خوش بود؟

شهرام میرزایی

از گیسوان مشکی‌اش، از شانه می‌ترسی

از گیسوان مشکی‌اش، از شانه می‌ترسی

تمنا مهرزاد

 ساکن یک جهان آواره

ساکن یک جهان آواره

فاطمه شمس

اثمر ابراهیمی