شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

نامِ تو لایِ بغضِ زبان ایستاده است
درمانده است از تو دهان ایستاده است
شهریور از...

شبیه کرمِ دندان‌خورده‌ای چای از دهان افتاد
کنارِ روزه‌ ای تاریک، بند...

به کجا می رود و یال بر‌افراخته رخش؟
رستم افتاده و با دشمن او ساخته رخش
رستم...

از در گذشت و رد شد از دربار با اسب
از خاک باران‌خورده سر زد یار با اسب
...

شعرها

دلگیرم از تنهایی از شب کوچه‌گردی‌ها

دلگیرم از تنهایی از شب کوچه‌گردی‌ها

مجید عزیزی

منم شیرازِ شهرآشوب و در جانم چه محشرهاست

منم شیرازِ شهرآشوب و در جانم چه محشرهاست

زری قهار ترس

در گلوگاه اصلی شکم

در گلوگاه اصلی شکم

رسول کاوه

تهران

تهران

محمد ویسی