شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

جنوب درد

                                              برای معصومه
جنوب درد
شمال لذت
با سبابه‌ی باد را می‌جورد

می‌رفت و می دوید و نشسته بود می‌خواند و می‌رقصید و نشسته بود می‌جنگید و صلح می‌کرد و نشست

به پچ‌پچه گفت
با طوفان‌ها
چیزی
به پچ‌پچه محتاط
در گوش زخم‌هاش می‌خندید

خوب که پاهات به خواب رفت پاشو خوب که زخم‌هات به خواب رفت پاشو خوب که خواب‌هات به خواب رفت پاشو

می تکانَد
برف سالیان
می‌تکاند
راه‌های نپیموده به یخ بندان‌ها
می‌تکاند سبابه که 
به آفتاب نُک می‌زد
می‌تکاند از خود
خود
و در تکانه‌های خود
محو می‌شود.

علیرضا بهرام

تک نگاری

بلاغتِ شورش

بلاغتِ شورش

فرشاد سنبل‌دل

در اهمیت شاعری برای بی قدرتان

در اهمیت شاعری برای بی قدرتان

گفت‌وگو با چارلز بِرنِستین

شعرها

بی‌شرف های دور من: بسیار

بی‌شرف های دور من: بسیار

فرزین منصوری

منیک له خو مدا ونتر...

منیک له خو مدا ونتر...

جمیله چوپانی

اغوش نخل ها

اغوش نخل ها

میترا اکرمی

مترسک

مترسک

میرحسین نونچی

ویدئو