شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

امصبح در چندین ولایت برف باریده
بر روی آثار جنایت برف باریده
ای گرگ، از تنهایی...

از ناامیدی گل‌نداده شاخه‌ها امسال
یک زن خودش را می‌کُشد در خانه‌ی...

کسی اسپ و کسی آهو خریده
کسی یک باغ زردآلو خریده
مهاجر دستمزد اولش را
برای...

گلی چون سوء‌ظن مانده به ساحل
… و جای پای زن مانده به ساحل
تنش را...

زمان مرده و باران دانه‌دانه…
کسی آهسته می‌خواند ترانه
شب است و...

کتابش، عینکش، یأسش، امیدش
چروک زیر چشمش، ضعفِ دیدش…
نهاده چند شاخه یاس...

به‌دست بادها موی رهایش
شکوفه‌دادن گل در صدایش
به آهوی یتیمی شیر...

چون قوغ آتش داخل بنزین رهایم کن
حالا که خواهی رفت، بی‌تدفین رهایم کن
این...

ای کاش آغوش و شراب و آب و نان باشد!
دنیا برایت بهتر از افغانستان باشد
...

تک نگاری

شعرها

فالگیر

فالگیر

محمدحسین بهرامیان

سرآخر

سرآخر

ستار جانعلی‌­پور

زمان بسته‌ست از رو باز هم امروز شمشیری

زمان بسته‌ست از رو باز هم امروز شمشیری

هادی خور شاهیان

زار

زار

سهند آقایی