شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

کج‌تاب

به خودم که فکر می‌کنم 
اتوبان، کج می‌شود
و قلبش را 
در حیاطی نقلی گم می‌کند
که درختان تاک 
به پاهاش آویخته‌اند
و رفت‌و‌آمد روز
حادثه‌ای طبیعی‌ست
خوشه‌های تاک، طبیعی‌ست
ریختنِ شراب، از اتوبان کج، طبیعی‌ست
به خودم که فکر می‌کنم
معجزه‌ای هستم
با چشمانی گرگ‌و‌میش
و طبیعتی که اتوبان را کج می‌کند.

سپیده نیک‌رو

تک نگاری

شعرها

رز ابری

رز ابری

سمیه امینی راد

لاکریموسای

لاکریموسای

محمود بهرامی

شاید زمان آن چای کم‌رنگی است 

شاید زمان آن چای کم‌رنگی است 

الهام جهانبازی گوجانی

کوه را با گلوله

کوه را با گلوله

دیار مردان‌بگی