شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

کج‌تاب

به خودم که فکر می‌کنم 
اتوبان، کج می‌شود
و قلبش را 
در حیاطی نقلی گم می‌کند
که درختان تاک 
به پاهاش آویخته‌اند
و رفت‌و‌آمد روز
حادثه‌ای طبیعی‌ست
خوشه‌های تاک، طبیعی‌ست
ریختنِ شراب، از اتوبان کج، طبیعی‌ست
به خودم که فکر می‌کنم
معجزه‌ای هستم
با چشمانی گرگ‌و‌میش
و طبیعتی که اتوبان را کج می‌کند.

سپیده نیک‌رو

تک نگاری

میبینمت حسین !

میبینمت حسین !

سید علی صالحی

شعرها

قدمت را بزن، نمی فهمند

قدمت را بزن، نمی فهمند

محمود صالحی‌فارسانی

باران‌ها

باران‌ها

محمد ویسی

زیرپوست شهر

زیرپوست شهر

محمود معتقدی

روژان

روژان

سیدعلیرضا ذوالفقاری

ویدئو