شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

کج‌تاب

به خودم که فکر می‌کنم 
اتوبان، کج می‌شود
و قلبش را 
در حیاطی نقلی گم می‌کند
که درختان تاک 
به پاهاش آویخته‌اند
و رفت‌و‌آمد روز
حادثه‌ای طبیعی‌ست
خوشه‌های تاک، طبیعی‌ست
ریختنِ شراب، از اتوبان کج، طبیعی‌ست
به خودم که فکر می‌کنم
معجزه‌ای هستم
با چشمانی گرگ‌و‌میش
و طبیعتی که اتوبان را کج می‌کند.

سپیده نیک‌رو

تک نگاری

شعرها

دنیا دوباره زهر خودش را ریخت، خون گُر گرفت گوشه‌ی شریانم

دنیا دوباره زهر خودش را ریخت، خون گُر گرفت گوشه‌ی شریانم

محمود صالحی‌فارسانی

سفرنامه

سفرنامه

عبدالعلی عظیمی

با جامی برکف 

با جامی برکف 

غلامحسین چهکندی‌نژاد

هر‌ چه ظرف‌ها نشسته

هر‌ چه ظرف‌ها نشسته

فرزین پارسی‌کیا