شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

کج‌تاب

به خودم که فکر می‌کنم 
اتوبان، کج می‌شود
و قلبش را 
در حیاطی نقلی گم می‌کند
که درختان تاک 
به پاهاش آویخته‌اند
و رفت‌و‌آمد روز
حادثه‌ای طبیعی‌ست
خوشه‌های تاک، طبیعی‌ست
ریختنِ شراب، از اتوبان کج، طبیعی‌ست
به خودم که فکر می‌کنم
معجزه‌ای هستم
با چشمانی گرگ‌و‌میش
و طبیعتی که اتوبان را کج می‌کند.

سپیده نیک‌رو

تک نگاری

شعرها

جاده‌ای سوخته مانده‌ست؛ و اخگرهایش

جاده‌ای سوخته مانده‌ست؛ و اخگرهایش

بابک دولتی

ای دوریِ نزدیک

ای دوریِ نزدیک

هادی میرزانژاد موحد

سیم‌های یک بمب ساعتی

سیم‌های یک بمب ساعتی

گروس عبدالملکیان

پنجره

پنجره

فروغ فرخزاد

ویدئو