شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

هر روز می‌نشینم توی تراس

هر روز می‌نشینم توی تراس
و ذرات فراموشی را می‌بینم
که در آغوش تو می‌نشیند
هر روز
دورتر می‌شوی
و دیگر خطوط منحنی تنم
به اریب دست‌هایت نخواهد رسید
عشق
از تقاطع آدم‌ها و آهن‌ها و آه‌ها
میانبر می‌زند
و از زمین می‌رود
می‌نشینم توی تراس
سیگار می‌کشم
و به آدم‌های سیاره‌های دیگر نگاه می‌کنم
که سینما می‌روند
روزنامه می‌خوانند
حرف می‌زنند
و دست‌های گرم خوشبختی را
می فشارند

لیلا نوروزی

شعرها

این روزها،

این روزها،

ابراهیم کارگرنژاد

رؤیایی آن سوی روزگاران

رؤیایی آن سوی روزگاران

نصرت‌الله مسعودی

سیاهـْدار

سیاهـْدار

جمال‌الدین بزن

قدمت را بزن، نمی فهمند

قدمت را بزن، نمی فهمند

محمود صالحی‌فارسانی