شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

مورچه‌ها، 

مورچه‌ها، 
مورچه‌هایِ کارگر، از حوصله‌ی هر جنازه‌ای سر می‌روند 
و به کارگرانِ مخالف ملکه می‌پیوندند

کلاغ‌ها، 
کلاغ‌هایِ مهاجر 
در دسته‌هایِ هفت‌تایی،
به سمتِ جنوب در حرکتند 
و به دموکراسیِ فصل‌ها می‌اندیشند

من اما، 
نشانی‌ام از خاطر همه‌ی مردمِ شهر رفته
و باد 
خاکسترِ دست‌هایِ مرا 
در بیابان می‌تکاند

مرا که از این گورِ دهان‌بسته گریزی نیست...

فاطمه بیاتی

تک نگاری

قربانی نبوغ

قربانی نبوغ

رضا حیرانی

باد می‌گفت با باد

باد می‌گفت با باد

آنوشا نیک‌سرشت

شعرها

ترس شب

ترس شب

رضا محمودی‌حنارود

من می‌دانم که  «ترس و لرز»،  موسیقایی‌تر از «موسیقی»ست،

من می‌دانم که  «ترس و لرز»،  موسیقایی‌تر از «موسیقی»ست،

علی قنبری

بِالْفَحْلـَگی

بِالْفَحْلـَگی

جمال‌الدین بزن

پس و پیش‌تر از آن‌که ببینمت 

پس و پیش‌تر از آن‌که ببینمت 

مهدی ریحانی