شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

بالای این درخت

بالای این درخت 
حالای این باغ 
ده برداشت از تو یک معنا می‌دهد. 
ده معنا از تو یک جویبار 
و باران است سرازیر می‌شود 
تا الف.
می‌پرسم 
راهی دارد؟ 
این انگشت 
بپرد
پا برود 
تا از تو شروع کنم؟

راهی که سبزه‌ها جاری شوند 
در تو قد بکشند 
در چهار فصل؟

با سوختن در وزن 
رودخانه در قد 
و فصلی از تو 
و چرا این‌گونه آفریده شده‌ام 
اتفاقی نیست؟

دیگران را زجر بدهم 
خودم را درخت 
و سبزه‌ها را جاری؟
در تو قد می‌کشم 
تا چهار فصل. 
می‌گویم این مداد در انگشت است 
و اندام 
و 
وزن به‌هم ریخته از الف؟

علی نقویان

شعرها

دیر کردی پس چه شد؟ در من تب دلشوره‌یی‌ست

دیر کردی پس چه شد؟ در من تب دلشوره‌یی‌ست

فرزانه میرزاخانی

جای امن

جای امن

واهه آرمن

زمان بسته‌ست از رو باز هم امروز شمشیری

زمان بسته‌ست از رو باز هم امروز شمشیری

هادی خور شاهیان

چیزی از من در تَنده‌ی پدر جا ماند

چیزی از من در تَنده‌ی پدر جا ماند

مایرام تکیه‌ای