شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

کودتا

من کشوری هستم که در من کودتا کردی
با خنده‌ای سربازهایت را صدا کردی
تا خواست زانوهای من ریزش کند انگار
از قامت ویرانه‌ام کاخی بنا کردی
پس تکیه بر تختت زدی و زورمندانه
یک امپراطوری در آغوشم بپا کردی
هی تفرقه بنداز و با میلت حکومت کن
با این سیاست عقل را از دل جدا کردی
کم‌کم فتوحاتت از آغوشم فراتر رفت
پس مرزها را با خیانت آشنا کردی

سعیده فرجی

تک نگاری

شعرها

از تو نه

از تو نه

محمود معتقدی

كازابلانكا‌(2)

كازابلانكا‌(2)

محمود بهرامی

در خطبه‌ی بی‌نقطه‌ی کویر

در خطبه‌ی بی‌نقطه‌ی کویر

فریاد ناصری

مثلاً

مثلاً

عبدالعلی عظیمی