شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

سکانس سرد

بعد از مرگ هم به تو فکر می‌کنم
با عصب‌های گرفته‌ی صورتم
و خیالاتی که هر روز صبح دوربین را روشن می‌کنند و داغ عزیزت را می‌آورند روی صفحه
روی صحنه‌ی  خلوت
«من بازوان شاعرانه‌ام زخم خورده است» و باید سنگینی جای خالی‌ت را بیندازم روی دوش  کُنده‌های بلوط مازندران
جای وسیع سینه‌ات را بابونه بکارم و زنبق زرد
دلم نمی‌آید بگویم بادست‌هایت می‌خواهم کجای دنیا را...
اما به یاد تو این شعر را تقسیم می‌کنم بین شاعران‌... دردمندان ...
و سُکر شاعرانه‌اش را هدیه می‌کنم به قلب بزرگ تو... به سیگارِ روشنِ لای انگشت‌های کشیده‌ات...
 

سما ملکی

شعرها

...  دور بودم در خاطره‌ای که پدر با خود نبرده بود

... دور بودم در خاطره‌ای که پدر با خود نبرده بود

فرحناز عباسی

صدای منی 

صدای منی 

ناهید عرجونی

پیش از این قلبی داشتم

پیش از این قلبی داشتم

فاطمه اسکندری عرب

به پات هر چه مکافات می‌کشم کافی است 

به پات هر چه مکافات می‌کشم کافی است 

لیلا ساتر

ویدئو

پاییر پدرسالار

پاییر پدرسالار

مهدی صمدانی

خیمه شب باز

خیمه شب باز

سعدی گل‌بیانی