شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

سکانس سرد

بعد از مرگ هم به تو فکر می‌کنم
با عصب‌های گرفته‌ی صورتم
و خیالاتی که هر روز صبح دوربین را روشن می‌کنند و داغ عزیزت را می‌آورند روی صفحه
روی صحنه‌ی  خلوت
«من بازوان شاعرانه‌ام زخم خورده است» و باید سنگینی جای خالی‌ت را بیندازم روی دوش  کُنده‌های بلوط مازندران
جای وسیع سینه‌ات را بابونه بکارم و زنبق زرد
دلم نمی‌آید بگویم بادست‌هایت می‌خواهم کجای دنیا را...
اما به یاد تو این شعر را تقسیم می‌کنم بین شاعران‌... دردمندان ...
و سُکر شاعرانه‌اش را هدیه می‌کنم به قلب بزرگ تو... به سیگارِ روشنِ لای انگشت‌های کشیده‌ات...
 

سما ملکی

تک نگاری

لئونارد کوهن فارسی

لئونارد کوهن فارسی

هادی خوانساری

میبینمت حسین !

میبینمت حسین !

سید علی صالحی

شعرها

سرآخر

سرآخر

ستار جانعلی‌­پور

ترس شب

ترس شب

رضا محمودی‌حنارود

در ساعات معینی از شبانه‌روز

در ساعات معینی از شبانه‌روز

مظاهر شهامت

اردبیل بایراغی

اردبیل بایراغی

مهدی آقازاده