شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

در افغانستان رقصیده ام

در افغانستان رقصیده ام
وقتی دختری کوچک بودم
آوار آوار شعر دزدیم
تن‌هایم تکه تکه شده بود
و هر تکه‌اش
آغاز یک جنگ
در افغانستان رقصیده‌ام
بی‌آن‌که بردگی‌ام
جایی برای بوسیدن
گذاشته باشد...
دور تا دور جنگ
دور تا دور گرسنگی
دور تا دور
بردگی...
در افغانستان رقصیده‌ام
با چند چشم
چند زبان
چند...
 

لیلا واحدی

تک نگاری

شعرها

من که کسی بویی نبرد از چند و چونم

من که کسی بویی نبرد از چند و چونم

کبری موسوی‌قهفرخی

دادی کشید بر سر ِ زن: «هی نگو بمان

دادی کشید بر سر ِ زن: «هی نگو بمان

آزاده بدیهی

این باغ سوگوار درختان بی بر است

این باغ سوگوار درختان بی بر است

رضا جمشیدی

همه‌چيز از یک دعوتنامه شروع شد

همه‌چيز از یک دعوتنامه شروع شد

مجتبی هژبری