شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

چقدر اشک بریزم

چقدر اشک بریزم
تا دنیا تمیز شود!؟
چقدر بی‌اعتمادی کلمات را
بکوبم روی میز
تا مغزِ حرف‌هایم آرام بگیرد!؟
و خدا با ستاره‌هایش
دم به لب قلیان بدهد
ستاره‌ها روشن شوند
چهچهه بزنند
و دودش فردای آن شب
لکه‌های  سفید بیندازد
روی دامن آبی آسمان
آسمان خشمگین شود
صاعقه‌ی طلایی‌اش را
بکوبد به تن ابرها
دود از خجالت آب شود
برود توی چشم زمین
چند پاسپورت فراری دیگر
مُهر فرودگاه را باید بخورد!؟
تا سرمای چار‌راه از شدت گرسنگی
بچه‌های بی‌کلاه را نبلعد
تا جیب گرسنه‌ی مرد
روسری زن را
به گلوی خودش نپیچد
که بعد از هر سوت قطار
رنگ‌های افسرده پیاده نشوند
چقدر به رنگین کمان شهر اعتقاد داری؟
چقدر اشک بریزم
تا دنیا تمیز شود؟

فهیمه رجبی عالی

تک نگاری

تراژدی طرد و محاق

تراژدی طرد و محاق

علی مسعودی نیا

بلعیدن عطر وقت

بلعیدن عطر وقت

شهاب نادری مقدم

شعرها

اندوه انبوه

اندوه انبوه

دریا لیراوی

باد ديوانه‌وار می‌چرخد، روي دلواپسیِ شب‌بوها

باد ديوانه‌وار می‌چرخد، روي دلواپسیِ شب‌بوها

فریبا حیدری

روایت چوبه

روایت چوبه

امین رجبیان

برای این روزهای ایران...

برای این روزهای ایران...

کبری موسوی‌قهفرخی