شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

از جهنمت مران!

پاییز که سرازیر می‌شود از قلهک
باد شانه می‌زند و 
برگ‌هام می‌ریزند 
روی دو انار کوچک قرمز
 از بال‌زدن کبوتران جلد این خانه
- که سر، میان دو بال فرشته‌ای – 
ساق‌ها
پیچک می‌شوند روی پوست تنت
می‌خزم در خیابانی که پشت پنجره‌ی بارانی‌اش 
ترانه‎ی «جمعه»  گذاشته
برهنه می‎شوم در شالیزار
می‎دوم تا مترسکی با ته‎ریش 
و پاکت نامه‎ای در دست
به نشانی بهشت...
زیر پایم را نگاه می‎کنم
جهنم است !
و او... حواتر از آن نیست که آدمی را به بوسیدن سیبی حتی...
 

شهرام شهیدی

تک نگاری

شعرها

شرجی یک کابوس!

شرجی یک کابوس!

شهرام شهیدی

عطر تنت را 

عطر تنت را 

غلامحسین چهکندی‌نژاد

بدون وقفه دویدن

بدون وقفه دویدن

فرزین منصوری

با چشم‌های نصفه‌خمارت 

با چشم‌های نصفه‌خمارت 

شهرام میرزایی