شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

پُک به مشروطه!

لب به سیگار داده و لم به صندلی
ضرب‌گرفته با انگشت‌هاش... روی میز
تق تق... تتتق تق
تقی خورده به  طوقیِ «باغ شاه»...
 «براهیم‌» شد
عزم‎اش که بارید بر «‌طنم»‌،
وزنم پایین آمد از استخوان لگن
مفاعیل شدم 
زیر‌سیگاری برنزه ای در ایستگاه بین دندان‌قروچه‎هاش 
ترکه‎ی فرّاش را خواب می دیدم
زبانم سرخ...  سرم اسماعیل
دور می‌شدند رؤیاهام
چهارنعل می‌دویدم در کودکی‌هایم 
«شمیران» بزرگ بود
من...  یله با یال‌های سیاهم در باد 
«چالدران»اش بود «طنم»‌! 
می‌تاخت .
اسب درشکه‎ای شدم دور میدان دربند
پیتیکپ پیتیکپ پیتیکپ پیتیکپ
پیتیکپ پیتیکپ پیتیکپ پیتیکپ
مهمیز می‎زد... می‎دویدم در بندم‌!
روبه‌رویم تپه ای که گمان می‎برد دماوند است
پشت من می‎گذاشت،  زین
وارونه می‌زد،  نعل
مادیانی در اتاق دیگر شیهه می‎کشید
سم می‎کوبیدم به دیوار 
سیگارش را می‌تکاند روی یالم که لـَـخت...
می‎شمرد جای خالی دندان‌ها را
ده... بیست... سی... و دو سال 
من بـُراق‌شده در چشم‌هاش 
بفهمد  کاش
پشت به زین قصه که شوم
من خواهد شد
و او را ورق خواهم زد...  هفت‌بار 
در اسطبل «باغ ملی»!

شهرام شهیدی

شعرها

هرگز در پیِ صندلی خالی

هرگز در پیِ صندلی خالی

قاسم آهنین جان

آه از این‌همه هجرتِ بی رفتن

آه از این‌همه هجرتِ بی رفتن

سیدعلی صالحی

پس اگر ناپدید نمی‌شوم

پس اگر ناپدید نمی‌شوم

محمد انتظاری

 فاصله‌ام با بشقاب سفیدى كه شكست،

فاصله‌ام با بشقاب سفیدى كه شكست،

سوری احمدلو

ویدئو

خیمه شب باز

خیمه شب باز

سعدی گل‌بیانی