شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

فین تنهایی

خسته نباشی تنهایی
تنهایی عریان
که بر لب خزینه
با‌ لنگ‌های تیغ‌تیغ
و دست‌های چروکیده
و ساعدی که از شدت تورم آبی‌رنگ است
چشم توی چشم
مرا 
نگاه‌کرده‌ای میان بخارها
و صدای نفس‌های تشنه‌ام را
و صدای تق تاس بیهوده بر کاشی
و مرارت چکیدن آب را
از سقف
گوش داده‌ای
و صبر کرده‌ای تا حوض
گرم
پر شود از خون
بعد خون را 
با صبر
از میان پاشویه
پاک کرده‌ای
جنازه‌ی سفید را
در حیاط برده‌ای
و غمگین نگاه کرده‌ای باران را
که بر امیر می‌بارد
خسته نباشی تنهایی
کارت تمام شده
لباس‌هات را بپوش
کاشان
دیگر نفس ندارد.

علی اخوان کرباسی

تک نگاری

طنز ترکیبی

طنز ترکیبی

آرش نصرت‌اللهی

شعرها

گاهی به این‌جا می‌رسم

گاهی به این‌جا می‌رسم

محمود معتقدی

 همیشه عیدها روشن بودی

 همیشه عیدها روشن بودی

سوری احمدلو

بیا

بیا

سیروس رومی

در میانه‌ی راه

در میانه‌ی راه

امید نیکبخت