شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

چشم انتظار‌تر از این ماشین لعنتی 

چشم انتظار‌تر از این ماشین لعنتی 
چشم‌های به خواب سر نزده 
نگاه سرخ مهتاب است
که بغض می‌کند و نمی‌بارد 
می‌بیند و نمی‌بارد 
نمی‌بارد و امسال خشکسالی حتمی‌ست 
جیبم را در دستم می‌کنم 
برف را زیر سرم 
با چه رویی بازگردم 
به خانه 
چه بگوییم‌؟
به ساعتی که انتظارت را‌...
آیینه‌ای که تماشایت...
مبلی که تو را در آغوشش...
به کلاه‌های بی‌سر...
اصلاً من هیچ
لااقل جواب این تلفن زنگ‌زده را بده 
او سال‌هاست که گوشش را در آخرین فریادت جاگذاشته 
 

آرتمیس محبی

شعرها

راویِ سایه‌های ناتمام

راویِ سایه‌های ناتمام

سیدعلی صالحی

آن‌جا که بادِ تفرقه، سرکوب می‌شود

آن‌جا که بادِ تفرقه، سرکوب می‌شود

جعفر درویشان

برای این روزهای ایران...

برای این روزهای ایران...

کبری موسوی‌قهفرخی

بر شانه‌ى تو صبح سحر برنخاستن

بر شانه‌ى تو صبح سحر برنخاستن

مهدی فرجی