شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

دیر نیست
دندان‌ها دریدن بیاموزند و
اِهلیل 
بر تخت آفتاب
...

پس
غول آهنی
که به دریا بود و هوا بود
ژنبار ِ آخر ِ دیارالبشر
به...

ما شیشه‌ها به زمین کوفتیم و
او که از همه بُرناتر بود
بر زخم پا و 

تک نگاری

شاعر، زندان و شعر ...

شاعر، زندان و شعر ...

محمدرضا عبادی صوفلو

شعرها

من حواسم همیشه پرتِ توئه

من حواسم همیشه پرتِ توئه

احمد امیرخلیلی

برمانم ازین چریدنِ امن

برمانم ازین چریدنِ امن

راضیه بهرامی‌خشنود

شاید زمان آن چای کم‌رنگی است 

شاید زمان آن چای کم‌رنگی است 

الهام جهانبازی گوجانی

تو تمام رفتگان منی

تو تمام رفتگان منی

فرناز فرازمند