شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

مه جاده ها را می پوشاند 

مه جاده ها را می پوشاند 
تنهایی را مثل زخمی به تن کردم 
مه ذهن را می پوشاند 
آدمهایی که در خاطرم ادامه داشتند 
به راه  های متفاوتی رفتند 
مه می توانست شهر را فرو.بپاشد 
وقرارداد های ابدی را 
با پاک کنی پایان بدهد… 
مه را مانند تنهایی  
به تن کردم 
آدمهایی که در خاطرم ادامه داشتند 
از متروکه های شهر 
پاک شده بودند 
مه زخم را می پوشاند…

فروغ بختیاریان

شعرها

یا زخم زبان بر سر قلبم نگذارید 

یا زخم زبان بر سر قلبم نگذارید 

علیرضا میرزاخانی

بار امانت

بار امانت

امیررضا وکیلی

گریه نکن بانو

گریه نکن بانو

بهمن مهرابی

در برهنگی بلندترین شب سال

در برهنگی بلندترین شب سال

مهتاب موسوی