شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

وقتی خدا در جام چشمانت غزل ریخت

وقتی خدا در جام چشمانت غزل ریخت
این شعر از کندوی زنبور عسل ریخت
شیرین‌تر از دیدار اول یاد آن است
قابل ندارد آبرویم در محل ریخت
گفتی برایت کاخ می‌سازم، بماند...
گفتن ندارد، کاخ حرفت در عمل ریخت
بغضم شبیه چای روی میز تلخ است
گفتی شکر را حل کن اما راه‌حل ریخت
ویران‌تر از دیدار آخر یاد آن است
مانند آواری که بر روی گسل ریخت

سحر قاضی زاده

تک نگاری

خانه بر آب

خانه بر آب

یدالله شهرجو

شعرها

سوسن شدی و سرو شدی نسترن شدی

سوسن شدی و سرو شدی نسترن شدی

احسان بدخشانی

مگس

مگس

علیرضا آبیز

در این‌جا گرد آمدیم

در این‌جا گرد آمدیم

فائزه امانی فرد

خیابان‌هایی هم  هستند

خیابان‌هایی هم  هستند

پروین نگهداری