شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

...

پیش از مردنت
بوسیدمت
حالا با دهان خودم گریه می‌کنم
با...

...

صدا می‌آید
ماهی‌ها می‌کوبند به پنجره
و پنجره که...

...

پرده‌ها ایستاده بودند
تماشا می‌کردند چگونه جهان سر می‌رود...

...

در خانه نور
خانه سیگار
اتاق‌های کبود و انگشت‌های بلند

از میان آفتابگردان‌ها
تنها تویی که در خیابان ولیعصر
دست‌ها را قربانی...

شعرها

 همیشه عیدها روشن بودی

 همیشه عیدها روشن بودی

سوری احمدلو

 فاصله‌ام با بشقاب سفیدى كه شكست،

فاصله‌ام با بشقاب سفیدى كه شكست،

سوری احمدلو

پرنده گفت جهان در نگاه من زیباست -هنوز زیبا بود- 

پرنده گفت جهان در نگاه من زیباست -هنوز زیبا بود- 

غلامرضا طریقی

پرنده‌ی کوچك!

پرنده‌ی کوچك!

اقبال معتضدی