شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

روى ساعت یازده شب مرد‌ه‌اى 

روى ساعت یازده شب مرد‌ه‌اى 
و از تمام بلندگوها پخش مى‌شوى 
چشم‌هايم را روى هر‌چه هست مى‌لغزانم 
مى‌چلانمش 
قطره 
قطره 
توى سينك 
به شكل دو‌دست بالا مى‌آيى 
پرده‌هاى راه‌راه 
به نخ‌كشى خيابان‌ها مشغولند 
خيابان‌هاى جيغ از خيس 
خيس از خون 
و آفتابى كه از غرب مى‌تابد، 
پشت و‌رو مى‌كند 
خيابان‌هاى آويزانى، كه قرار نيست نامگذارى شوند
دو دست كسى را مى‌كشد بيرون 
و در امتداد منسجم بوق
لابه‌لاى چراغ‌هاى گردان ،خودش را توى ساعت یازده گم مى‌كند

فیروزه برازجانی

شعرها

دیر کردی پس چه شد؟ در من تب دلشوره‌یی‌ست

دیر کردی پس چه شد؟ در من تب دلشوره‌یی‌ست

فرزانه میرزاخانی

من حواسم همیشه پرتِ توئه

من حواسم همیشه پرتِ توئه

احمد امیرخلیلی

روی تخته بزرگ می نویسد A

روی تخته بزرگ می نویسد A

شهریار خسروی

عطر تنت را 

عطر تنت را 

غلامحسین چهکندی‌نژاد