شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

مانند کوری

مانند کوری
که با تیک‌تاکِ عصایش
برجستگی‌های راه را
خط می‌زند
شریان‌های گم‌گشته را می‌جویم
تا به غروب بفهمانم
خونی که در زندان می‌تپد
سرخ‌تر است

دالان خون هم
آسمانی آبی‌ست 
اما 
این کجا و آن...

من اعجاز خمیدگی‌ات را
در ایجاز انفرادی،
این‌جا
میانِ احتیاط و انزوا
کنار صورتک‌ها
آویزان کرده‌ام

آرش کاویانی

شعرها

امشب  خوابم را  عریان می‌کنم 

امشب  خوابم را  عریان می‌کنم 

هوشنگ رئوف

کبود قبر بود و نبودم کنار خودم

کبود قبر بود و نبودم کنار خودم

فهیمه جهان آبادی

نسیان

نسیان

مهرداد کمالی دهقان

چیزی از من در تَنده‌ی پدر جا ماند

چیزی از من در تَنده‌ی پدر جا ماند

مایرام تکیه‌ای