شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

خبری نیست، عزیزم!
گفتی:
از دیوار اول چهار روز... از چهار، چهار تای دیگر زده...

برادر عزیزم …شعر شما را خواندم
نوشته بودید:
چراغ می‌سوزد و...

الفبا سریده از گلو و از گردن 
توی جدول متقاطع      لغتی در شرح افق...

تک نگاری

شعرها

لای گیسوان او بگرد، با چراغ‌قوه‌ای قوی

لای گیسوان او بگرد، با چراغ‌قوه‌ای قوی

حمید حسینیان

پرنده‌ی کوچك!

پرنده‌ی کوچك!

اقبال معتضدی

 همیشه عیدها روشن بودی

 همیشه عیدها روشن بودی

سوری احمدلو

«به تو که عاشقت شدم اما شوهرت به زبان زیردریایی‌ها حرف می‌زد»

«به تو که عاشقت شدم اما شوهرت به زبان زیردریایی‌ها حرف می‌زد»

مرتضی بختیاری