شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

کسی که آفتابی الماس‌گون را درون خویش مدام با درد عشق می‌پروراند
به هیچ...

شتاب کردم که آفتاب بیاید 
نیامد 
دویدم از پیِ دیوانه‌ای که...

معشوقِ جان، به بهار آغشتۀ منی
که موهای خیس‌ات را خدایان بر سینه‌ام...

چنان زلال شود
آن کسی که تو را یک بار
فقط یک بار نگاه کند
که هیچ‌گاه...

شعرها

این بهار را هم  نمردم و دیدم:

این بهار را هم  نمردم و دیدم:

ایرج کیا

 همیشه عیدها روشن بودی

 همیشه عیدها روشن بودی

سوری احمدلو

مثلاً

مثلاً

عبدالعلی عظیمی

نفیسه قانیان