شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

کسی که آفتابی الماس‌گون را درون خویش مدام با درد عشق می‌پروراند
به هیچ...

شتاب کردم که آفتاب بیاید 
نیامد 
دویدم از پیِ دیوانه‌ای که...

معشوقِ جان، به بهار آغشتۀ منی
که موهای خیس‌ات را خدایان بر سینه‌ام...

چنان زلال شود
آن کسی که تو را یک بار
فقط یک بار نگاه کند
که هیچ‌گاه...

شعرها

آیینه می پرسد: چطوری؟!

آیینه می پرسد: چطوری؟!

بابک دولتی

نفست را حبس کن

نفست را حبس کن

محمد شیرازی

بر پیراهن بیمارستان

بر پیراهن بیمارستان

فرخنده حاجی زاده

مالیخولیا

مالیخولیا

هادی میرزانژاد موحد