شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

همه توی مشتم جا نشدند
چند نفر را مجبورم گول کنم 
از این رودخانه بگذریم دور...

کم‌کم دارد شعرم بوی مرگ می‌دهد
قبلاً بودار بود مثل طعم تلخ سیاست 
...

شعرها

فَروَرگانِ چشمِ تو 

فَروَرگانِ چشمِ تو 

نازنین آیگانی

سفرنامه

سفرنامه

عبدالعلی عظیمی

خوشه‌چین

خوشه‌چین

م. مؤید

 صبح آن روز ساعت هفت از

صبح آن روز ساعت هفت از

محمد حسین عباسی