شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

همه توی مشتم جا نشدند
چند نفر را مجبورم گول کنم 
از این رودخانه بگذریم دور...

کم‌کم دارد شعرم بوی مرگ می‌دهد
قبلاً بودار بود مثل طعم تلخ سیاست 
...

تک نگاری

بلاغتِ شورش

بلاغتِ شورش

فرشاد سنبل‌دل

در میکده‌ی برف

در میکده‌ی برف

سهراب مختاری

شعرها

میدان

میدان

رضا ترنیان

این بار برای خودم می‌نویسم

این بار برای خودم می‌نویسم

مرتضی بخشایش

 از امید و ناامیدی

از امید و ناامیدی

عبدالعلی عظیمی

آیینه می پرسد: چطوری؟!

آیینه می پرسد: چطوری؟!

بابک دولتی