شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

همه توی مشتم جا نشدند

همه توی مشتم جا نشدند
چند نفر را مجبورم گول کنم 
از این رودخانه بگذریم دور آتش لباس‌ها را خشک می‌کنیم
بعد از یک استراحت کوتاه
هر که راه خودش را رفت
-همه  رفتند
و تو که دستم را ول نمی‌کنی
دو روز است این بیابان لعنتی سرگردان است
و یک دسته شغال گرسنه
سر راه ایستاده که
لاشه‌ی قربانی به دندان بکشند

رجب بذرافشان

تک نگاری

در جدال با خاموشی

در جدال با خاموشی

علی مسعودی نیا

نیم قرن خاص بودن

نیم قرن خاص بودن

سیامک بهرام پرور

شعرها

به جرم شانس نیاوردن

به جرم شانس نیاوردن

فرزین منصوری

طفلکی از همان سال‌ها پيش

طفلکی از همان سال‌ها پيش

عادل حیدری

هرگز در پیِ صندلی خالی

هرگز در پیِ صندلی خالی

قاسم آهنین جان

تو رفته‌ای 

تو رفته‌ای 

سارا خلیلی جهرمی

ویدئو

و به نام عزرائیل

و به نام عزرائیل

افروز كاظم زاده