شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

بغضی شکست شانه‌‌ی مردان ایل را

بغضی شکست شانه‌‌ی مردان ایل را
دستی شکافت دامن دریای نیل را
وقتی که ظلمت از سر دنیا گذشته بود
در من دمید بار دگر جبرئیل را
آرام بر تمام شعورم جوانه زد
آغاز کرد حادثه‌ای بی‌دلیل را
شاید مرا حقیقت این عشق بی‌دلیل
آن‌سان شهید کرد که «سید خلیل» را
من توی چارچوب جهان جا نمی‌شوم
کاری بکن که بشکنم این مستطیل را...

مهتاب بازوند

تک نگاری

شعرها

سریده از سرا به سرسرا

سریده از سرا به سرسرا

لیلی گله داران

من با تمام دخترانی که در خواب دیدی فرق دارم نه؟

من با تمام دخترانی که در خواب دیدی فرق دارم نه؟

تمنا مهرزاد

تو هم میروی

تو هم میروی

شمس آقاجانی

هرجا می‌روم 

هرجا می‌روم 

وجیهه نوزادی