شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

داستان آفرینش

یک
این کلاغ سیاه را می‌نویسم
که از دور سیاهِ سیاه می‌آید
مرغ  عشق هراسان با سرِ خونی
پرواز را توبه می‌کند
یک نفر پنجره را باز می‌کند
پرنده‌ی زخمی به دیوار تاریک اتاق همسایه می‌خورد.

دو
همسایه همیشه جفت می‌اندازد
گربه‌ها را، خرگوش‌ها را 
پرستو‌ها را

سه
صدای جوجه اتاق همسایه را پر کرده
از لای آواز تلخ کلاغ
صدای جوجه‌ی سیاه 
توی اتاق همسایه می‌افتد
جوجه‌ای با سر شکافته 
با کلاغ جفت می‌‌افتد.

افسانه نجم آبادی

شعرها

 صبح آن روز ساعت هفت از

صبح آن روز ساعت هفت از

محمد حسین عباسی

غزل بی خنده‌ات آرایه‌ای دلخواه کم دارد

غزل بی خنده‌ات آرایه‌ای دلخواه کم دارد

احد متقیان فر

 عشق صورتی کاهگلی دارد

عشق صورتی کاهگلی دارد

مهدی اکبری فر

خزان گرفته‌ام و فرصت بهارم نیست

خزان گرفته‌ام و فرصت بهارم نیست

فاطمه شمس

ویدئو