شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

داستان آفرینش

یک
این کلاغ سیاه را می‌نویسم
که از دور سیاهِ سیاه می‌آید
مرغ  عشق هراسان با سرِ خونی
پرواز را توبه می‌کند
یک نفر پنجره را باز می‌کند
پرنده‌ی زخمی به دیوار تاریک اتاق همسایه می‌خورد.

دو
همسایه همیشه جفت می‌اندازد
گربه‌ها را، خرگوش‌ها را 
پرستو‌ها را

سه
صدای جوجه اتاق همسایه را پر کرده
از لای آواز تلخ کلاغ
صدای جوجه‌ی سیاه 
توی اتاق همسایه می‌افتد
جوجه‌ای با سر شکافته 
با کلاغ جفت می‌‌افتد.

افسانه نجم آبادی

تک نگاری

آشناترین شکل شعر

آشناترین شکل شعر

علی مسعودی نیا

شعرها

در این‌جا گرد آمدیم

در این‌جا گرد آمدیم

فائزه امانی فرد

زنانِ اسطوره پیراهن ابریشمی می‌پوشند

زنانِ اسطوره پیراهن ابریشمی می‌پوشند

علیرضا کرمی

از ابر و چشم

از ابر و چشم

م. مؤید

بدون وقفه دویدن

بدون وقفه دویدن

فرزین منصوری