شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

تنوره از خیابان شروع شد

تنوره از خیابان شروع شد
و آدم‌های تاریخی،
در اردوگاه چادری بَست‌ها 
پوست‌شان را از لبه‌ی دوهزار و پانصد ساله تکان می‌دادند
و فلس‌های دَم تیغ
از ماده‌ی ماهی جدا می‌شدند 
معنا اما، 
در چاقوها ماند!

و تو هنوز به تجربه‌ی گوشه‌ی چشم‌ات اعتماد می‌کنی 
به لَختی ماهی،
که آنِ مرگ را باز گذاشت.

آرزو رضايي مجاز

تک نگاری

شعرها

دیر کردی پس چه شد؟ در من تب دلشوره‌یی‌ست

دیر کردی پس چه شد؟ در من تب دلشوره‌یی‌ست

فرزانه میرزاخانی

تو در جانِ منی... دوری نکن دردت به جانِ من!

تو در جانِ منی... دوری نکن دردت به جانِ من!

حامد ابراهیم پور

هر‌ چه ظرف‌ها نشسته

هر‌ چه ظرف‌ها نشسته

فرزین پارسی‌کیا

سیمای تاکستان‌ها

سیمای تاکستان‌ها

غلامحسین چهکندی‌نژاد