شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

در تراس ایستاده‌ام

در تراس ایستاده‌ام
معلق در خلأ
زل‌زده به مشتم 
که پر است از جنازه،
با مشتی پر از دانه
در حوالی آن شهر که تمام گلوله‌ها سربی بود
شهری دیگر شدم
بازمانده‌ی روز نکبت
که اگر جنگ چیز  زیادی از من باقی می‌گذاشت 
به خانه برمی‌گشتند 
فوجْ فوجْ
پرنده‌های مفلوجْ،
من که خودم را ناتمام گذاشته‌ام
با سایه‌ای اضافه کرده بر دیوارها
تا سهم بیشتری از
 تنهایی را داشته باشم...

 

زهرا ابراهیمی

تک نگاری

شعرها

با اندوهی تلخ‌تر از شراب

با اندوهی تلخ‌تر از شراب

سید حامد معراجی

پیش از این قلبی داشتم

پیش از این قلبی داشتم

فاطمه اسکندری عرب

مالیخولیا

مالیخولیا

هادی میرزانژاد موحد

سوسن شدی و سرو شدی نسترن شدی

سوسن شدی و سرو شدی نسترن شدی

احسان بدخشانی