شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

وَ عشق زلزله‌ای شد مرا تکان بدهد

وَ عشق زلزله‌ای شد مرا تکان بدهد
که استقامت من را به تو نشان بدهد
قرار بوده که دنیا فقط بیاموزد!
قرار نیست به جای من امتحان بدهد
تمام معجزه‌ی یک پیامبر این نیست!
به یک پرنده‌ی مرده دوباره جان بدهد
به این نتیجه رسیدم زمین نخواهد خورد
کسی که دست خودش را به آسمان بدهد
چه زجرها به تو دادم در این جهان، بلکه...
خدا جواب دلم را در آن جهان بدهد!!
(خبر به گوش کسی غیر ما دو تا نرسد!‌)
که شاخ و برگ اضافی به داستان بدهد!
*
نیاز نیست بگوید زمان...چه خواهد شد...
بگو برای قضاوت...به خود زمان بدهد...

لعیا محمدی

تک نگاری

شعرها

درخت برف، که در باغ، برگ و بار ندیده

درخت برف، که در باغ، برگ و بار ندیده

هادی خور شاهیان

شب را که ورق بزنی

شب را که ورق بزنی

علیرضا ملک زاده

  شهر را تکه‌ای چشم‌هات  خفه می‌کند در شعر

 شهر را تکه‌ای چشم‌هات  خفه می‌کند در شعر

بهراد باغبانی نیک

من حواسم همیشه پرتِ توئه

من حواسم همیشه پرتِ توئه

احمد امیرخلیلی